پدرم ، مهندس محمدعلی ذاکرزاده از بزرگان بنیانگزاران صنابع قند کشور و مادرم بانو نیک دخت نیک نژاد، از شجره مستوفی الممالک و امیربهادر.

در سال 1344 در بیمارستان مهر تهران چشم بر جهان گشودم و به واسطه شغل پدر در همان دوران طفولیت به همدان مهاجرت نمودیم. 

در آن زمان پدر مجری طرح احداث کارخانه قند همدان بود. حدود 5 سال داشتم که پدر به مدیریت کارخانه قند لرستان منصوب شد و برای همین به محل کارخانه در 20 کیلومتری بروجرد مهاجرت کردیم.

در همان کارخانه به دبستان رفتم و تا کلاس چهارم را در همانجا خواندم.

مجددا به واسطه انتقال پدر به تهران، محددا به تهران برگشتیم و در خیابان امیرآباد تهران ساکن شدیم. یادش بخیر، آن موقع محله امیرآباد تقریبا خاکی بود. پدر یک زمین 600 منری خرید و نقشه ساختمان را خودش طراحی نمود. یک خانه ای بسیار زیبا با مساحت 300متر و یک حیاط 300 متری بسیار زیبا.

خدا رحمت کند مرحوم عموی بزرگم را که مسئولیت ساخت منزل را ایشان عهده دار شدند.

نهایتا حدود سال 1350 بود که در یک حانه بسیار زیبای سه طبقه با جیاطی بسیار رویایی مستقر شدیم.